www.too.ir
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 18:14 توسط سارا
|
هموتون برید بمیرید شما مرد نیستید نامردید!
+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 10:7 توسط سارا
|
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 12:38 توسط سارا
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 22:17 توسط سارا
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 13:13 توسط سارا
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 13:12 توسط سارا
|
+
نوشته شده در یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 20:9 توسط سارا
|
+
نوشته شده در یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 19:52 توسط سارا
|
+
نوشته شده در یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 19:50 توسط سارا
|
+
نوشته شده در یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 15:23 توسط سارا
|
+
نوشته شده در شنبه دوم تیر 1386ساعت 12:14 توسط سارا
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 17:33 توسط سارا
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 10:43 توسط سارا
|
دخترها
توی ماهیتابه روغن میریزن
اجاق گاز زیر ماهیتابه رو روشن میکنن
- تخم مرغها رو میشکنن و همراه نمک توی ماهیتابه میریزن
چند دقیقه بعد نیمروی آماده رو نوش جان میکنن
پسرها
توی کابینتهای بالایی آشپزخونه دنبال ماهیتابه میگردن
توی کابینتهای پایینی دنبال ماهیتابه میگردن و بلاخره پیداش میکنن
ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن
توی ماهیتابه روغن میریزن
توی یخچال دنبال تخم مرغ میگردن
یه دونه تخم مرغ پیدا میکنن
چند تا فحش میدن
دنبال کبریت میگردن
با فندک اجاق گاز رو روشن میکنن و بوی سرکه همراه دود آشپزخونه رو بر میداره
ماهیتابه رو میشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی میداد!
ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن واقعی میریزن
تخم مرغی که از روی کابینت سر خورده و کف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاک میکنن
چند تا فحش میدن و لباس میپوشن
میرن سراغ بقالی سر کوچه و 20 تا تخم مرغ میخرن و برمیگردن
تلویزیون رو روشن میکنن و صداش رو بلند میکنن
روغن سوخته رو میریزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهیتابه میریزن
تخم مرغها رو میشکنن و توی ماهیتابه میریزن
دنبال نمکدون میگردن
نمکدون خالی رو پیدا میکنن و چند تا فحش میدن
دنبال کیسهء نمک میگردن و بلاخره پیداش میکنن
نمکدون رو پر از نمک میکنن
صدای گزارشگر فوتبال رو میشنون و میدون جلوی تلویزیون
نمکدون رو روی میز میذارن و محو تماشای فوتبال میشن
بوی سوختگی رو استشمام میکنن و میدون توی آشپزخونه
چند تا فحش میدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل میریزن
توی ماهیتابه روغن و تخم مرغ میریزن
با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم میزنن
صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال میشنون و میدون جلوی تلویزیون
سریع برمیگردن توی آشپزخونه
تخم مرغهایی که با ذرات تفلون کنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل میریزن
ماهیتابه رو میندازن توی سینک
دنبال ظرفهای مسی میگردن
قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن و تخم مرغ میریزن
چند دقیقه به تخم مرغها زل میزنن
یاد نمک میفتن و میرن نمکدون رو از کنار تلویزیون برمیدارن
چند ثانیه فوتبال تماشا میکنن
یاد غذا میفتن و میدون توی آشپزخونه
روی باقیماندهء تخم مرغی که کف آشپزخونه پهن شده بود لیز میخورن
چند تا فحش میدن و بلند میشن
نمکدون شکسته رو توی سطل میندازن
قابلمه رو برمیدارن و بلافاصله ولش میکنن
چند تا فحش میدن و انگشتهاشون که سوخته رو زیر آب میگیرن
با یه پارچهء تنظیف قابلمه رو برمیدارن
پارچه رو که توسط شعله آتیش گرفته زیر پاشون خاموش میکنن
نیمروی آماده رو جلوی تلویزیون میخورن و چند تا فحش میدن
خصوصيات آقا پسرها
سن ۱۴ سالگی: تازه توی اين سن ، هر رو از بر تشخيص ميدن! (اول بدبختی!)
سن ۱۵ سالگی: ياد می گيرن که توی خيابون به مردم نگاه کنن! ... از قيافه ء خودشون بدشون مياد!
سن ۱۶ سالگی: توی اين سن اصولا“ راه نميرن
تکنو می زنن! ... حرف هم نمی زنن ، داد می زنن! ... با راکت تنيس هم گيتار می زنن!
سن ۱۷ سالگی: يه کمی مثلا آدم مي شن! ... فقط شعرهاشون رو بلند بلند می خونن! (يادش به خير ، اون روزا که تکنو نبود ، راک ن رول می خوندن!)
سن ۱۸ سالگی: هر کی رو می بينن ، تا پس فردا عاشقش مي شن! ... آخ آخ! آهنگهای داريوش مثل چسب دوقلو بهشون می چسبه!
سن ۱۹ سالگی: دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن! ... تيز ميشن ، ابی گوش ميدن!
سن ۲۰ سالگی: از همه شون رو دست می خورن! ... ستار گوش ميدن که نفهمن چی شده!
سن ۲۱ سالگی: زندگی رو چيزی غير از اين بچه بازيها می بينن! (مثلا عاقل ميشن!)
سن ۲۲ سالگی: نه! می فهمن که زندگی همش عشــــقه! ... دنبال يه آدم حسابی می گردن!
سن ۲۳ سالگی: يکی رو پيدا می کنن! اما مرموز مي شن! (ديدشون عوض ميشه!)
سن ۲۴ سالگی: نه! اون با يه نفر ديگه هم دوسته! اصلا“ لياقت عشق منو نداشت!
سن ۲۵ سالگی: عشق سيخی چند؟!! ... طرف بايد باباش پولدار باشه! حالا خوشگل هم باشه بد نيست!
سن ۲۶ سالگی: اين يکی ديگه همونيه که همه ء عمر می خواستم! ... افتخار ميدين غلامتون بشم؟!
سن ۲۷ سالگی: آخيـــــــــــش!
سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پام می شکست و خواستگاری تو نميومدم!!!
خصوصيات دختر خانمها
سن ۱۴ سالگی: تا پارسال هر کی بهشون می گفت: چطوری؟ می گفتن: خوبم مرسی! حالا ميگن: مرسی خوبم!
سن ۱۵ سالگی: هر کی بهشون بگه سلام ، ميگن: عليک سلام! ... نقاشيشون بهتر ميشه (بتونه کاری و رنگ آميزی و ...!)
سن ۱۶ سالگی: يعنی يه عاشق واقعين! ... فردا صبح هم می خوان خودکشی کنن! ... شوخی هم ندارن!
سن ۱۷ سالگی: نشستن و اشک می ريزن! ... بهشون بی وفايی شده! ... (کوران حوادث!)
سن ۱۸ سالگی: ديگه اصلا عشق بی عشق! ... توی خيابون جلوی پاشون رو هم نگاه نمی کنن!
سن ۱۹ سالگی: از بی توجهی يه نفر رنج می برن! ... فکر می کنن اون يه آدم به تمام معناست!
سن ۲۰ سالگی: نه ، نه! ... اون منو نمی خواست! ... آخرش منو يه کور و کچلی می گيره! می دونم!
سن ۲۱ سالگی: فقط ۲۷-۲۸ سالگی قصد ازدواج دارن! فقط!
سن ۲۲ سالگی: خوش تيپ باشه! پولدار باشه! تحصيلکرده باشه! قد بلند باشه! خوش لباس باشه! ... (آخ که چی نباشه!)
سن ۲۳ سالگی: همه ء خواستگارا رو رد می کنن!
سن ۲۴ سالگی: زياد مهم نيست که چه ريختيه يا چقدر پول داره! فقط شجاع باشه! ما رو به اون چيزایی که نرسيديم برسونه!
سن ۲۵ سالگی: اااااااه! پس چرا ديگه هيچکی نمياد؟! ... هر کی می خواد باشه ، باشه!
سن ۲۶ سالگی: يه نفر مياد! ... همين خوبه! ... بــــــــــله!
سن ۲۷ سالگی: آخيـــــــــــش!
سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پات می شکست و
خواستگاری من نميومدی!!
يك دختر در حمام
ساعت ۴ بعد از ظهر
۱ـ لباساشو رو درمياره٬ رنگ روشن ها رو تو يك سبد و تيره ها رو تو يكي ديگه ميگذاره
۲ـ در حموم رو از تو قفل ميكنه٬ جلوي آيينه مي ايسته٬ شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو٬ ميده بيرون و شروع ميكنه به غر غر و ايراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش
۳ـ در كمد رو باز ميكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت٬مو٬ بدن٬ كف پا و ... رو بيرون مياره و مي چينه رو لبه وان
۴ـ موهاش رو با شامپوي نارگيلي تقويت كننده٬ پرپشت كننده٬ براق كننده و...ميشوره و هفده دقيقه ماساژ ميده
۵ـ يكبار ديگه با همون شامپو موهاشو ميشوره
۶ـ نرم كننده معطر پرتقالي رو به موهاش ميماله تا ۶۰ ميشماره
۷ـ سي و پنج دقيقه زير دوش مي مونه.خوب آخه بايد خيالش راحت بشه كه تمام مواد شيميايي از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز ميكنه
۸ـ خمير ريش داداشي رو كش ميره و شيش كيلو خالي ميكنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد يه تيغ بر ميداره و يا علي. آي
۹ـ موهاش رو حسابي مي چلونه٬ حوله رو مثل عمامه مي پيچه دور سرش. تو آيينه خودشو ورانداز ميكنه. از اينكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشيده شده٬ احساس خوشگلي مي كنه و يه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آيينه ميفرسته
۱۰ـ خوشحاليش زياد دوام نمياره. چون يه جوش سرسياه بي اجازه نوك دماغش سبز شده
۱۱ـ تمام نقاط بدنش رو معاينه ميكنه و با ناخن و موچين ميره به جنگ جوشها و موهاي زائد بي تربيت
۱۲ـ حوله ش رو مي پوشه و ميره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسيون چرب ميكنه
۱۳ـ چهل بار لباس مي پوشه و در مياره تا انتخاب كنه
۱۴ـ ۴۸ دقيقه پشت ميز توالت مي شينه و آرايش ميكنه
ساعت ۸ شب
يك پسر در حمام
ساعت ۴ بعد از ظهر
۱ـ همون طور كه رو تخت نشسته ٬ لباساشو ميكنه. هر كدوم رو پرت ميكنه يه گوشه اتاق
۲ـ نيم وجب حوله رو ميگيره دور باسنش و ميره به سمت حموم
۳ـ مي ايسته جلوي آيينه. شكمش رو ميده تو. بازو ميگيره. فيگور چپ٬ فيگور راست٬ نيم ساعت قربون صدقه خودش ميره٬ (اين قدوبالا رو ببين چه كرده .لاي لاي لالاي لاي)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تاييد ميكنه
۴ـ زير بغلش رو بو ميكنه و رنگ چهره ش بر ميگرده. سبز٬ آبي٬ بنفش
۵ـ در كمد شامپو ها رو باز نميكنه چون اصلا توش چيزي نداره
۶ـ با قالب صابون سبزش زير بغلهاشو كف مالي ميكنه. يه عالمه مو مي چسبه به صابون
۷ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم ميشوره
۸ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا
۹ـ زير دوش ميگوزه و به خاطر اكو شدن صداش تو حموم ٬كر كر ميخنده
۱۰ـ دو دقيقه بعد دوباره ميزنه زير خنده٬ آخه اين دفعه بوش رسيده به دماغش
۱۱ـ چاه حموم رو هدف گيري ميكنه و ميشاشه توش
۱۲ـ از زير دوش مياد بيرون و يكهو مي بينه يادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و كف خونه خيس شده.( بيخيال...مامان خشك ميكنه
۱۳ـ حوله فسقليش رو مي پيچه دور باسنش و همون طور خيس خيس ميره تو اتاق
۱۴ـ حوله خيس رو پرت ميكنه رو تخت و ۲ دقيقه اي لباس مي پوشه
روزنامه شرق- دوشنبه 31 شهريور82
گروه رسانه ،سام فرزانه - رييس جمهور سيد محمد خاتمي براي ارتباط مستيقم با جوانان ايراني آبان ماه با آنها چت ميکند .
خاتمي در جلسه شوراي عالي جوانان با پيشنهاد چت کردن با جوانان در روز تولدش 21 مهرماه روبرو شد . او اين پيشنهاد را پذيرفت اما زمان آن را به آبان موکول کرد .
( سومين مقام ايراني بعد از رييس سازمان ملي جوانان و وزير کار
1-
daneshjooye_bikar: bah bah aghaye khatami .kojayee
khatmi : injam. daram goftmane interneti mikonam
daneshjooye_bikar: martike mage kar o zendegi nadari?be to ham mishe goft president
khatami : dadash , taze fahmidam ke che hali mide in chat
daneshjooye_bikar: refrandoom chi shod?ha
khatami: ye site toop bego!dadash
daneshjooye_bikar: site chie? ghateiatet chi shod?ha
khatami: inam ke hame filter ah ! lamassab
daneshjooye_bikar: baba migam vaz'e zendanian siasi? ravabete khareji e bohran zade ?vaz'e zendegie mardom . rant khari ? vade haye gonde gonde ? chi shod
khatami : ey val proxy ro dor zadam
daneshjooye_bikar: binim baba
در اينجا خاتمي به کار خودش ادامه ميدهد !و دانشجو کامپيوترش را Restart ميکند
2-
dokhtar_khoshgele: salam
khatami:salam,u
dokhtar_khoshgele: 20 /f/teh
dokhtar_khoshgele: u
khatmai : 22/teh/m
dokhtar_khoshgele: kojaye teh
khatami: fereshte u
dokhtar_khoshgele: zaferanie, daneshjooyee
khatami : are . bf dari
dokhtar_khoshgele: na . aks dari
khatami: yes ,begir
در اينجا خاتمي عکس براد پيت را sendميکند
khatami:didi
dokhtar_khoshgele: in kie
khatami : manam dige ....mitoonim gharar bezarim
dokhtar_khoshgele: bebin man ye bf e pooldar mikham ke bahal ham bashe
khatami : man ham ye gf e sexi mikham
dokhtar_khoshgele: bebin , begam roo man sexi hesab nakona
khatami: na baba . mikham beshinam bahat goftman konam
khatami: alo
khatami: alo
BUZZ!!
BUZZ!!
dokhtar_khoshgele: baba sed mamd , inghad mozahem nasho ..tablo ke khodeti bezar be karemoon beresim ..hey goftman goftman
3-
basijie_delavar: Salam baradar
khatmai: salamon alaikom
basijie_delavar: asl
khatami: 60/m/ardakoon
javan1:25,m,teh
khatami:chi kare ee
basijie_delavar: yek mokhles. dadash harf bezani sare sotoonet mikonim
خاتميignore ميکند
4-
bache _pooldar: salam khoshgele,man m /24/jordan paye refaghat hasti
khatami: ta ki bashe
bache _pooldar: khoshgel ,pooldar . khoshtip ,bahal
javene3:asl
khatami: 20/f/teh
bache _pooldar: chi kar mikoni alan
khatami: hichi , to chi kar mikoni
bache _pooldar: man daram ba khodam var miram
khatami: bitarbiat
bache _pooldar:baba narahat nashoo .bikhial
khatami : bashe vali dafe akhare ha
bache _pooldar: bashe
khatami : mese inke kheil sexi hasti
bache _pooldar: ta to chi bekhay
khatami: man mikham
bache _pooldar: bebinam khoshgele , paye sex chat hasti
khatami: hala bebinam
bache _pooldar: chi poshidi
khatami: man ye aba o ammame e khardali
bache _pooldar: ah baba seid mamad , inja ham maro vel nemikoni
در اينجا خاتمي ميفهمد که سوتي داده است !
5-
خاتمي به ROOM ميرود
public Mesage
OSAMEH:man donbale ye dooste khob migardam
khatami: asl
OSAMEH: 50 ,m , nemigam kojam
khatami : miay doost shim
OSAMEH: are ; payatam , agha in karaye maro to iran redif kon .ye hali konim
khatami : mikhay alghaede eya ro nadam be majamee jahani
......
.....
Hacker_amoo_george_w: bekhabin baba hardotoono boot mikonam
در اينجا اسامه و خاتمي بوت شده و از روم بيرون انداخته ميشوند
6-
bache_mosharekati: agha khatami , doosetoon daram
khatami : kiss kiss
bache_mosharekati: khatmai aziz , kei be gholat amal mikoni?kei mikhay ba shedat o ghateiat amal koni
khatami: az farda 4 bad az zohr
bache_mosharekati: ey val ...doostetoon daram
khatami : kiss ,kiss
bache_mosharekati: mooch
khatami : fadat
bache_mosharekati : seid mamad
khatami: joonam
bache_mosharekati : joonam fadat
khatami : i love u
bache_mosharekati:mimirama barat
....
اين دل و قلوه گرفتنها تا پاسي از شب ادامه داشت و نگارنده چون فردا کار و زندگي داشت ، نتوانست همه آن را بنويسد!
چگونه یک دختر را بخندونیم و به طرفه خود جذب کنیم.
خوب حالا می خوام چند تا نکته بهتون بگم که بتونید بدون این که تبدیل به یک آدم مسخره بشید هر دختری رو بخندونید و در ضمن به سمت خودن جذب کنید:
قبل از این که شروع کنم این رو تذکر بدم که دلیلی که اکثر مرد ها از خندوندن نتیجه مثبت نمی گیرن اینه که سعی می کنن با گفتن جوک دخترها رو بخندونن. در حالی که خنده ای که در اینجا مورد نظر ماست خنده ی حاصل از داشتن یک شخصیت با مزست. برای مثال چارلی چاپلین برای خودش یک شخصیت خلق کرده بود که بامرزه بود کاراش (خجالتی و دست و پا چلفتی در عین حال زرنگ و ... ) شما هم باید برای خودتون یک شخصیت خلق کنید که جذاب و خنده دار باشه ولی مطمئنا دست و پا چلفتی مورد نطر ما نیست.
با کارهایی که بهتون می گم می تونید یک شخصیت بامزه خلق کنید و در عین خنده دار بودن جذاب هم باشید:
. تا می تونید در مورد مسایل مختلف مربوط به دختر زیاده روی کنید. مثلا یه دختری بهتون میگه وای چقدر موام بد شده امشب (داره ناز می کنه که شما بگید نه خیلی هم قشنگه)! و شما هم می گید : من نی خواستم بروت بیارم ولی آره خیلی بد شده. همونجا احتمالا دختره میخنده و یک نیشگونی ازتون می گیره و شما هم می تونید اینو براش دیگه تا آخره اون شب داستان کنید و همش بگید وای همه دارن مواتو نگاه می کنن! حالا چی کار کنیم و یا مثلا من خجالت می کشم با این موها با تو راه برم و... ....
تا اون جا که می تونید سعی کنید متهمش کنید می خواد شمی رو بلند کنه! دختر . مثلا اگه گفت دیگه دیره و من باید برم خونه بگید ولی من باهات نمیام و اون می گه نه گفتم تو بیا گفتم من می خوام برم خونه و شما هم که انگار کرید می گید ای بابا ما هنوز همدیگرو درست نمیشناسیم و تو می خوای منو ببری خونت. عجب دور و زمونه ای شده ها و ...
زیادی لبخند نزنید و به جوکهای خودتون نخندید.
مسایل مختلف رو به هم مربوط کنید به طرز با مزه. مثلا اگر یه دختره چاق وارد یه کافی شاپ میشه که شما نشستید و ک بزرگی داشت بگید اه، جنیفر لوپز اینجا چیکار می کنه یا ...
احساساتشو لطیف مسخره کنید؟ مثلا : می گه وای واقعا از اینکه مردم بقل دستم سیگار بکشن متنفرم! بگید: حالا واقعا نسبت به این کار چه احساسی داری؟ ...
این ها رو با جوک ها و تیکه های با مزه تون قاطی کنید، حتما نتیجه می ده
چگونه سر حرف رو با هر کسی باز کنیم!
من واقعا نمی دونم چرا شماها می خواین یاد بگیرین چجوری میشه سره حرف رو باز کرد؟! مگه حرف بدبخت به شما چه کار کرده که می خواید سرشو باز کنید. اقلا تهش .... خوب دیگه لوس بازی بسه بریم سره اصل مطلب.....
این طور که بوش میاد خیلی ها تون با سر صحبت باز کردن با دخترها مشکل دارید. براتون گفتم همون کارو بکنید که اگر طرف پسر بود می کردید . معلوم شد که در مورد پسرها هم همین مشکل رو دارید. خوب این هم راه حل ...
برای این که شروع به صحبت با کسی کنید سه راه وجود داره:
. در مورد یه چیزی سوال بپرسید. مثلا: توی یک نمایشگاه هستید - چه فکر می کنید راجع به این اثر؟
راجع به یه چیزی نظرتون رو بیان کنید. مثلا: توی صفه سینما هستید - عجب صفه طولانی ای، هیچ فکر نمی کردم "فلان فیلم" انقدر طرفدار داشته باشه.
یک حقیقی رو بیان کنید. مثلا: اتوبوس دیر کرده یا چه قدر امروز سرده.
موضوع هر یک از این سه مورد بسته به شرایطی که درش هستید فرق می کنه. ولی تا اونجا می تونید موضوعاتی رو انتخاب کنید که در طرف مقابل ایجاد علاقه کنه.
تذکر: درسته که شما باحال ترین و با نمک ترین و خوشتیپ ترین آدم هستید و خلاصه خیلی کارتون درسته. ولی لطفا سعی کنید سوژه ی صحبت راجع به خودتون نباشه. باور کنید آدم های غریبه اونقدر که شما به خودتون علاقه مندید به شما علاقه مند نیستند. ولی نکته ی جالب اینجاست که اونها هم به همین اندازه به خودشون علاقه مندند. نتیجه گیریه علمی این که اگر سوژه ی صحبت به نحوی به اونها ارتباط پیدا کنه شانس موفقیت بیشتری دارید.
همونطور که در بالا می بینید بدترین نوع شروع بیان کردن یک حقیقته مثله این که هوا چه سرد شده امروز. دوتای دیگه هر دو خوبن. اگر از سوال کردن استفاده می کنید سعی کنید هی پشته سره هم سوالهایی که جواب کوتاه می خوان نپرسید که تبدیل به بازپرس می شید. سوال های چرا و بپرسید که پاسخ های بلند نیاز دارن.
حقیقته نه چندان شیرین: از کله آدم هایی که سعی می کنید سره حرفو باهاشون باز کنید 20 درصد محلتون نخواهند داد. این طبیعیه. ناراحت نشید و خودتو نبازید. مخصوصا اگر انقدر بد شانس بودید که از صد تا آدمی می خواید برین سراغشون بیست های اولشون از این گروه یبس ها باشن. به 80 نفره بعدی فکر کنید. شجاع باشین. می خواستین با طرف حرف بزنید تحویلتون نگرفته. آسمون که به زمین نیومده
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
ببینید عزیزان من ، قبل از اینکه کسی بخواد با دخترها ارتباط دوستی برقرار کنه یه سری مقدمات لازمه که من هر کدوم را یه کم توضیح می دم:
۱- من کاری ندارم که شما کجا می خواین مخ بزنین . ولی یه چیز خیلی مهمی در تمام وضعیت ها وجود داره . اونم اینه که اول از همه آدم بتونه با یه دختر حرف بزنه . ببینید اگه خجالت می کشین یا به هر دلیلی نمیتونید با یه دختر حرف بزنین . باید دور دوست دختر یا همون gf داشتن رو خط بکشین . حالا میخوای خدای face باش یا میخوای آخر بچه مایه دار ! وقتی نمیتونی با یه دختر حرف بزنی غلط میکنی دنبال دوست دختر میگردی ( با عرض معذرت ) . بعد در میای میگی چرا کسی با من دوست نمیشه ؟ یادمه یکی دو ماه پیش یه بنده خدایی بود که وضع مالی نسبتا خوبی داشت ، ماشینم زیر پاش بود ، قیافش هم بدک نبود . از یه دختره خوشش اومد و تصمیم گرفت که باهاش دوست بشه اما این پسر حتی جور بزه ی حرف زدن بادخترها رو هم نداشت بس که خجالتی بود . همش آویزون من و رفیقم میشد که تو رو خدا برین با فلانی حرف بزنین و راضیش کنین که با من دوست بشه . راستش دوستم دلش سوخت و قصد کرد که بره و کار این پسره رو راه بندازه . اما من اونو از این کار منصرفش کردم ( شما که غریبه نیستید هم زیاد از این پسره خوشم نمیومد ( oh sh*t ) و هم پیش خودم گفتم این پسره که حتی نمیتونه با طرفش حرف بزنه غلط میکنه که هوس دوست دختر داشتن به سرش میزنه . اما دلیل دوم مهمتر بود ) . انقدر من و دوستم امتناع کردیم تا دختره رفت و با یکی دیگه دوست شد . چه حالی داد !!!!!
پس یکی از نکات مهم در این راه پر پیچ و خم !!!! اینه که آدم بتونه بدون خجالت کشیدن و ... با یه دختر حرف بزنه .
۲- حالا فرض کنیم کسی جر بزه 2 کلام حرف زدن با یه دختر رو داشت . اما این فقط کافی نیست . هما نطور که در یکی دیگر از مطالب اشاره کردم آدم موقع پیشنهاد دادن به یه دختر نباید دست و پاش بلرزه و تته پته کنه . در واقع این عمل دو تا چیز رو واسه یه دختر تو ذهنش روشن میکنه : اول اعتماد به نفس پایین شما و دوم اینکه شما دختر ندیده هستید . ( اگه نمیتونی غیر مستقیم پیشنهاد بده )
بعدشم یه چیز دیگه فکر نکنید که دست رو هر کس بذارین باید با شما دوست بشه . نه عزیزم ! خیلی دلایل ممکنه وجود داشته باشه که یه دختر تمایلی به دوست شدن با شما نداشته باشه . یکی این که باهات حال نکرده ( حالا یا از تریپ و قیافت خوشش نیومده یا با اخلاقت حال نکرده ) . یکی دیگه اینکه شاید طرف نامزد داره یا دوست پسر داره و حاضر نیست با چند نفر بگرده . مورد دیگه اینه که شاید طرف اصلا با پسرا فاز نمیده . دیوونه ( بازم معذرت ) وقتی میری دنبال یکی که باباش خادم مسجده و خودشم تا حالا هیچ جایی بجز بسیج خواهران تنهایی نرفته چه جوری انتظار داری طرف باهات رفیق شه . هان؟
البته بگم بعضی پسرا عاشق این هستند که مخ کسانی رو بزنن که هیچ کس نمیتونه تصورش رو بکنه . البته من اصلا اینجوری نیستم و با این جور آدما هم حال نمیکنم . آخه آدم چرا باید با کلک و موزی گری بره روی ذهن یه دختر که مثلا میخواد از این جور وادی ها ( پسر بازی ) دور باشه . ما حق نداریم به اعتقادات آدما دست ببریم . ( بازم زدم به جاده خاکی ) 90 درصد پسرا برای راضی کردن این جور دخترا برای دوستی به اونا وعده ازدواج میدن و این کثیف ترین کاریه که میشه در حق یه دختر کرد ( یکی بیاد منو ( adrenalin ) رو از بالای منبر بکشونه پایین ) . بگذریم فقط یه توصیه ای به شما میکنم اونم اینه که اگه واقعا قصد ازدواج با یه دختر رو ندارین با احساسات اون بازی نکنین . والسلام .
مشخصات یه دختر خوب
یه دختر خوب هیچوقت زودتر از اینکه از شیر بگیرنش عاشق نمیشه یه دختر خوب بیشتر از 3 ساعت توی حموم نمیمونه (نکته مهم المپیاد )
یه دختر خوب به خاطر بعضی مسائل چترش را باز نمی کنه
یه دختر خوب وقتی بلد نیست رانندگی کنه چرا باید زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه
یه دختر خوب توی روی مامانش وانمیسته و به خاطر قراری که داره (و سرکاره) 100000 تا دروغ نمیگه
یه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نمی پیچونه
یه دختر خوب یواشکی دست تو جیب باباش نمیکنه
یه دختر خوب تو سینما دست تو شلوار دوست پسرش نمیکنه
یه دختر خوب به خاطر اینکه بهش گفتن بی ادب گریه نمی کنه
یه دختر خوب جو نمیگیرتش و زود خودشو مثل بنگاهها به نمایش نمیزاره
یه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمی داره بندازه رو سرش مثل روسری
یه دختر خوب عقده هاش رو با فرار از خونه خالی نمی کنه
یه دختر خوب با همسایشون که خوشگل تره لج نمیشه
یه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش که پر از جوش و ککه باباشو اونقدر تو خرج نمی ندازه
یه دختر خوب وقتی بهش نگاه نمی کنن خود نمایی نمیکنه (به راههای مختلف) باز هم نکته تستی
یه دختر خوب باباش هر چی بگه گوش می کنه نمیاد پیش مامانش ننه من غریبم بازی درآره
یه دختر خوب بیشتر از 10 دقیقه توی WC نمی مونه (نکته مهمتر از کنکور)
یه دختر خوب هیچوقت بدون گواهینامه رانندگی نمیکنه که بعدش که گرفتنش اشک تمساح بریزه) این مورد رو من به عینه دیدم
یه دختر خوب به خاطر منافع خودش حق خواهرش رو ضایع نمی کنه
یه دختر خوب وقتی معنی ترانه های خارجی رو نمیدونه مجبور نیست که واسه کلاس اونا رو گوش بده
یه دختر خوب توی قرار با پسر کلاس زورکی نمی آد و پدر کارمند بیچاره اش رو مدیرعامل و رئیس قلمداد نمی کنه
یه دختر خوب دیگه به دختر افغانی ها حسودی نمی کنه
یه دختر خوب وقتی از پسری خوشش اومد و داشت از حسودیش می ترکید 10000 تا عیب و ایراد روی پسر نمی زاره
یه دختر خوب شب زود نمی خوابه که صبح زود بیدار بشه که بتونه صافکاری و نقاشی کنه
یه دختر خوب خودش رو زوری توی دل کسی نباید راه بده
یه دختر خوب برای اینکه مورد توجه قرار بگیره اسمشو عوض نمیکنه (صغرا= هانی - کبری= مانی)
یه دختر خوب برای اینکه توی مهمونی تحویلش بگیرن قیافه نمیگیره و ادای آدم پولدارارو در نمیاره
یه دختر خوب پشت سر حتی حیوانات هم غیبت نمی کنه
یه دختر خوب از دماغ فیل نمی افته که نه؟
یه دختر خوب از اجرای هر گونه قرقره بازی( جت اسکی اسکیت و امثال اون ) در مقابل پسرها خودداری می کنه
یه دختر خوب با 25897 نفر که تیریپ نمیریزه
یه دختر خوب اولاً دوچرخه سواری نمی کنه حالا می خواد بکنه بکنه جنبه هم داشته باشه
یه دختر خوب توی مسافرت به خاطر کسی که روش کلید کرده، باباشو توی منگنه قرار نمی ده که بابا تندتر برو! (
یه دختر خوب عکسهای پسر خوشگلا مانند حمید گودرزی شادمهر عقیلی و … محمدرضا گلزار رو به در و دیوار اتاقش نمی چسبونه (جوابیه
یه دختر خوب سوار هر ماشینی نمیشه پیکان 47 و امثال آن
یه دختر خوب وقتی لباس آنچنانی برای خودنمایی ندارد از دوستاش قرض نمی کنه
یه دختر خوب راه به راه از اون کوفتیا نمیماله که فردا هم سرطان بگیره و انتظار ترحم داشته باشه
یه دختر خوب اولاً اصلاً پیدا نمیشه خلاصه بگم یه دختر خوب باید خوب باشه نه اینکه ادای خوبا رو دربیاره
مشخصات یک پسر خوب
یک پسر خوب امضاء گواهی نامه اش خشک نشده به رانندگی خانمها گیر نمیدهد.......
یک پسر خوب تنها جوکهایی را بیان میکند که مورد تائید 1) وزارت ا رشاد اسلامی2) وزارت بهداشت3) وزارت مبارزه با تبعیضات استانی و ... باشد..........
یه پسر خوب کمتر با این جمله مواجه میشود"مشتری گرامی دسترسی شما به این سایت مقدور نمی باشد"..........
یه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نمیره..........
یه پسر خوب عکس الکسندروگراهام بل رو قاب نمیکنه بزنه تو اتاقش........ پسر خوب پشت چراغ قرمز با دیدن یه خانم ردیف چشماش مثه چراغهای فولکس نمیزنه بیرون........
یه پسر خوب روزی چند بار به سازندگان یاهو مسنجر لعنت میفرسته...
یه پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متریِ هیچ خانمی نمیشینه........
یه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشینش بوی ادکلن زنونه نمیده.........
یه پسر خوب هیچ وقت پای تلفن از این کلمات استفاده نمیکنه:"ساعت چند" "کی میای" "کجا" "دیر نکنی یا.....
یه پسر خوب وقتی میاد خونه قرمزی رژ در هیچ نقطه از صورتش مشاهده نمیشه...........
یک پسر خوب زمانی که کسی میخواهد از عرض خیابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 4 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نمیکند......
یک پسر خوب زمانی که یک دختر خانم راننده میبیند ذوق زده نشده و در صدد عقده ای بازی بر نمی آید...........
یک پسر خوب که ژیان سوار میشود روی بنز همسایه با سوئیچ ماشین نقاشی نمیکشد.................
یک پسر خوب زمانی که تصادف میکند همانند قبائل زامبی وحشی بازی در نمی آورد................
یک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمایندگی از راهداری و شهرداری خیابانهای شهر را متر نمیکند......
یک پسر خوب به محض دیدن یک دختر خانم متین با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نمیشود........
یک پسر خوب دکمه های پیراهنش را از یک متر زیر ناف تا زیر چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلی محکم میکند............
یک پسر خوب به محض دیدن دختر همسایه رنگش لبوی شده و چشمش را به آسفالت میدزود...........
یک پسر خوب روزی 10بارهوس بردن نذری به دم در خانه همسایه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نمیکند..............
یک پسر خوب بیشتر از 5 دقیقه در دستشوئی نمیماند . ( نکته کنکوری).....
یک پسر خوب 5ساعت در حمام آهنگ جواد یساری نخوانده وبرای همسایگان آلودگی صوتی ایجاد نمیکند..............
یک پسر خوب اگر درد عشق گرفت در کوی و برزن عرعر عشق نکرده و آبروی خانوادگی خود را نمیبرد.........
یک پسر خوب با دوستانی که مشکوک به چت و لا ابالی گری هستند معاشرت نمیکند...........
یک پسر خوب به جای اینکه پول خود را در باشگاه بیلیارد و گیم نت و غیره دور بریزد بهتر است حساب آتیه جوانان باز کند و به فکر 1000 سالگی خود باشد....
یک پسر خوب همواره به اسم خود افتخار میکند و به هر کس که میرسد نمیگوید که بجای اصغر به او رامتین و آرش و ... بگویند......
یک پسر خوب در اثر دیدن افراد غرب زده جو گیر نشده و لحاف کرسیه قرمز خال خال یشمی را به پیراهن تبدیل نکرده و سر زانو خود را جر نمیدهد.......
یک پسر خوب سر سفره دست به چیزی نمی زند تا همه سیرو پر از سر سفره بلند شوند و بعد شروع به غذا خوردن می نماید........... ...
یک پسر خوب تقاضای وسایل نا مربوطی از قبیل موبایل را از خانواده ندارد......
یک پسر خوب در صورتی که با نامزد خود بیرون رفت و کسی به خانم متلک گفت فورا با پلیس 110 تماس حاصل می کند....... یک پسر خوب برای احیای حقوق خود از زور بازو استفاده نکرده و کلمات رکیک مانند خر و الاغ به کار نمیبرد.................
یک پسر خوب از معاشرت با دوستان بسیار خودمانی که عادت به بیان شوخی های نا مربوط از قبیل حراج لفظی عمه و همچین خواهر مادر هستند امتناع میکند........
یک پسر خوب همانند خاله زنکها تلفن را قورت نداده و سالی به 12 ماه دهانش بوی تلفن نمیدهد.............
یک پسر خوب هر صدایی از قبیل قار و قور شکم اهل خانه را با صدای تلفن اشتباه نگرفته و1 متر به بالا نمیپرد............
یک پسر خوب برای بیرون رفتن از خانه 1 ساعت جلوی آئینه نایستاده و بزک نمیکند.........
یک پسر خوب در جشنهای فامیلی جو گیر نشده و نمیرقصد تا ابروی کل خاندان رابر باد دهد.........
یک پسر خوب در مهمانی های خانوادگی نوشدنی های غیر مجاز از قبیل ماءالشعیر را تنها با رضایت نامه رسمی و کتبی پدر محترم استعمال میکند...
یک پسر خوب هر زمان که عشقش کشید با زیر شلواری کردی چین پیلیسه دار و یا شرت مامان دوز و رکابی همانند قورباغه به وسط کوچه نمیپرد......
یک پسر خوب تنها برای رضای خدا و کاهش بار سنگین ترافیک و حمل و نقل درون شهری و برون شهری هر کجا که دختر خانم یا خانمی را در رده سنی 15 تا 25 سال دید سوار کرده و به مقصد می رساند.........
یک پسر خوب تا به حال مشاهده نشده .
-یک پسر خوب وقتی امضا گواهی نامش خشک نشده به رانندگی خانمها گیر نمیده
۲-یک پسر خوب تا زمانی که یک خانم محترم کنارش نشسته باشه با سرعت بالای 5کیلومتر در سال حرکت نمیکنه
۳-یک پسر خوب زمانی که کسی میخواد از عرض خیابون عبور کنه تعداد دنده را از 2 به 4 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نمیکند.
۴-یک پسر خوب زمانی که یک دختر خانم راننده را میبیند ذوق زده نشده و در صدد عقده ای بازی بر نمی آید.
۵-یک پسر خوب که ژیان سوار میشود روی بنز همسایه با سوئیچ ماشین نقاشی نمیکشد.
۶-یک پسر خوب زمانی که تصادف میکند همانند قبائل زامبی وحشی بازی درنمی آورد.
۷-یک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمایندگی از راهداری و شهرداری خیابانهای شهررا متر نمیکند.
و...گفته بودم که براتون خواهم نوشت که به دخترا چی بگید. در برخورده اول:
توصیه ی اساسی: اصلا فکر نکنید که هر چرندی که بقیه می گن شما هم بگید. نرید بگید خانم چند دقیقه می تونم وقتتون رو بگیرم و این حرف ها . این ماله کسایی ه که این سایتو نمیشناسن. شما عزیزای من به شرطه این که نکته ی دفعه قبل رو رعایت کنید و شخصیت قوی ای از خودتون نشون بدید تقریبا با هر چیزی می تونید سره حرفو باز کنید.
چند تا پیشنهاد: سوال کنید! راجع به هرچی که می خواید. بعد از اونجای کار یک چیزی توی حرفهاش یا رفتارش پیداکنید و باهاش شوخی کنید و همین طور ادامه بدید.
راجع به کسه دیگه حرف بزنید. مثلا توی یه مهمونی بقله یه دختر نازنازی نشستید فکر می کنید که چی بگید؟! می تونید یه بدبختی رو پیدا کنید و راجع به این وای عجب ما تحته گنده ای داره یا این که چقدر بد لباس پوشیده یا هر چیزه دیگه ای با دختره حرف بزنید.
توی خیابون می تونید بگید که خیلی دلتون می خواد باهاش آشنا شید ولی وقت ندارید، ازش شماره بخواید یا بهش شماره بدید.
توصیه مهم: هر که می کنید خیلی طولانیش نکنید و زود تمومش کنید. در برخورده اول نباید کار به اونجا بکشه که حرف کم بیارید یا به مزخرف گفتن بیفتید. کوتاه و مختصر و مفید باشید.
مسال: فرض کنید توی یک مهمونی یک دخترو می بینید و به هر روشی که دلتون می خواد باهاش سره حرفو باز می کنید. بعد از یک خورده حرف زدن و حتی اگر فرصتش بود مسخره کردنش (مسال در مسال: دارید حرف می زنید متوجه میشید که پاهاش یه خورده بزرگه، زود بگید وای تو کفش چه جوری گیر میاری با این پاهای بزرگ! البته این کارو فقط با دخترهای خیلی خوشگل بکنید که اعتماده به نفسه زیادی دارن) بعد از اینها بگید که از شما باید برگردید برید پیشه دوستاتون. (حرف زدن با شما خیلی مهمه و مفت نیست) یا هر بهانه ی دیگه که دوست دارید و واقعا بلند شید که برید. یک قدم که برداشتید می تونید برگردید بگید راستی شماره من اینه یا شمارتو برام بنویس و کاغذ آماده بهش بدید ( عمل انجام شده قرارش بدید ) و بگید که به نظرتون می تونه مصاحبه خوبی باشه و شاید بتونید گه گاه یه گپی با هم بزنید.
یادتون باشه به هیچ عنوان حرف از این که آیا دوست پسر داره یا این ها نزنید. شما می خواید باهاش دوسته عادی باشید. (ارواحه عمه هاتون!)
عزیزانم دختر های خوشگل روزانه به اندازه حدودا یک دوازدهم موهایه سره شما (یک پنجمه موهای جای دیگه) پسر می ره سراغشون. و اونا فکر می کنن که دیگه خدان و ... پش ماره شما اینه که اولا متفاوت با بقیه باشید ( اگه گفتید وقتتونو بگیرمو و به تته پته افتادید فاتحه ی کار خوندس) و دوما حالیش کنید که تحفه ای هم نیست. رییس شمایید و شما هستید که تصمیم می گیرید که انقدر دختر باحالی هست که باهاش دوست شید یا نه.
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 19:40 توسط سارا
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 19:29 توسط سارا
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 19:28 توسط سارا
|
يه دنيا عاشقم وقتي كه با ياد تو مي خونم
تو اين زندون تنهايي برات كلي پريشونم
يه روز رفتي از اين خونم يه روز گفتي نمي مونم
يه روز قهر و يه روز آشتي يه روز گفتي پشيمونم
به هر ساز تو رقصيدم ولي چيزي نپرسيدم
از اينكه بي خبر بازم بري از خونه ترسيدم
شدي چند روز مهمونم ولم كردي و داغونم
فريبم دادي انگاري گمون كردي نمي دونم
شدي چند روز مهمونم ولم كردي و داغونم
فريبم دادي انگاري گمون كردي نمي دونم
ولي من خاك پات هستم هنوز هم چشم برات هستم
نديدي آخه محتاجم هلاك يك نگات هستم
گذشته كار از اين حرفا خدايا كاري كن با ما
بزار عاشق بشه اونم يه عاشق مثل اون روزا
شدي چند روز مهمونم ولم كردي و داغونم
فريبم دادي انگاري گمون كردي نمي دونم
شدي چند روز مهمونم ولم كردي و داغونم
فريبم دادي انگاري گمون كردي نمي دونم
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 19:28 توسط سارا
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 19:27 توسط سارا
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 10:49 توسط سارا
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 20:57 توسط سارا
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 21:21 توسط سارا
|
باز يه شبي مياد تو هم سراغمو ميگيري باز
خوب ميدونم من ، كه ميري تو هم ميري مثل يه راز
من ميدونم تو هم يه روز دلت برام تنگ ميشه باز
بازم دلت تنها ميشه تو اون همه سوز و گداز
عطر صدات پيچيده باز توي اتاق خونه
عكس تورو مي بينم و بازم ميشم ديوونه
با هر نفس داد ميزنم شايد بياي كنارم
ديوونه ي نگاتم و راه فرار ندارم
توئي اون عشق قديمي ، همنفس صميمي
توئي آرزوي قلبم ، آره فقط هميني
منم يه شب ميخندم و اشك تورو در ميارم
تو خوابتم نمي بيني كه من برات گل ميارم
منم ميرم به اين و اون پشت سرت حرف ميزنم
هر چي كه دست تكون بدي ، دست تورو پس ميزنم
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 17:46 توسط سارا
|
کی میاد همین الان همین الان چت کنیم؟اول ادم کنید بعد
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 18:20 توسط سارا
|